مقدمه
برای بحث و بررسی پیرامون مبانی برنامه درسی تربیت بدنی ابتدا لازم است تاریخچه برنامه درسی به عنوان یک رشته مستقل علمی بیان گردد. البته مراد از تاریخچه سیر زمانی و تاریخی آن نیست بلکه هدف روند تحولات علمی این رشته در طول یکصد سال گذشته است که در نتیجه توسعه و پیشرفت علوم مختلف به ویژه روان شناسی٬ جامعه شناسی و تعلیم و تربیت حاصل شده است. گرچه در شروع قرن بیستم به سختی علم برنامه درسی از تعلیم و تربیت قابل تفکیک بود اما این علم در حال حاضر به بلوغ نظری قابل توجهی دست یافته و علاوه بر ارتباط با سایر علوم اثرات غیرقابل انکاری در فعالیت های علمی آنان گذاشته و به عنوان یک رشته علمی مستقل در دانشگاه های بزرگ دنیا در مقاطع مختلف تدریس می گردد. همزمان با پیشرفت های رخ داده در عرصه برنامه درسی٬ تربیت بدنی نیز از این تحولات متاثر گردیده و زمینه های نظری و عملی قابل توجهی در این علم به وجود آمده است که توانسته روی آموزش این رشته تاثیرات مفیدی بگذارد.
برنامه درسي تربيت بدني در سايه پيشرفت‌هاي علمي برنامه ريزي درسي از دهه 1960 به بعد و تدوين نظريه‌هاي علمي اين رشته و تقسيم آن به بخش‌هاي برنامه درسي و طراحي برنامه درسي و تعيين جايگاه نظريه‌هاي برنامه درسي در حوزه آموزش و پرورش روند رو به رشد خود را آغاز نموده است. در این مقاله ابتدا در خصوص تاریخچه برنامه درسی روند آن مورد بررسی قرار می گیرد.
مباني برنامه درسي تربیت بدنی
قبل از پرداختن به تدوين برنامه‌هاي درسي تربیت بدنی ممكن است سوال شود چه كساني بايد تغيير يابند ، اين تغيير در كدام جامعه و با چه مقاصدي عملي مي‌شود و جامعه داراي چه مشخصات و ويژگي‌هايي مي‌باشد. در پرداختن به سوال اول بايد سراغ يادگيري برويم و ببينيم ويژگي‌ها و مشخصات رشد چيست و رشد ذهني ، جسماني ، عاطفي و اجتماعي در سنين مختلف داراي چه كيفياتي است و اصولا تعبير از يادگيري و ماهيت آن چيست و چه عواملي در افزايش و كاهش يادگيري اثر گذارند. طبعا براي پاسخ دادن به اين سوالات بايد سراغ علم روان شناسي به ويژه روان شناسي تربيتي برويم. براي پاسخ دادن به سوال دوم اينكه ابعاد تغيير در جامعه بايد سراغ مباحث فلسفي و نگرش‌هاي جامعه كه ابعاد و زمينه‌هاي تعليم و تربيت را آشكار مي‌كند برويم ، براي پي بردن به فرهنگ و ارزش‌هاي موجود در جامعه و نيازهاي مشخص آن بايد به مباني جامعه شناختي برويم.
توجه دقيق به مباني و زير ساخت‌هاي فرهنگي و اجتماعي به منظور نحوه تعيين اثرات متقابل پديده‌هاي اجتماعي جامعه و برنامه درسي اهداف و مقاصد برنامه‌هاي آموزشي و پرورش را به تحقق خواهد رسانيد. به منظور ايجاد تصويري روشن از نقش و اهميت مباني برنامه درسي آنها در سه بخش مباني فلسفي ، روان شناختي و جامعه شناختي توضيح داده مي‌شود (تايلر 1949، تابا 1962، دال 1989، اورنشتاين و هانكينز 1993 ) .
الف) مباني فلسفي برنامه درسی تربیت بدنی
در خصوص ارتباط بين فلسفه و برنامه درسي مهمترين نكته اين است كه بخش مهمي از برنامه‌هاي درسي تربیت بدنی را مباني فلسفي تشكيل مي‌دهد. فلسفه روي اهداف ، مقاصد ، محتوي و آموزش برنامه درسی تربیت بدنی اثر مستقيم دارد.
موضوعاتي كه در فلسفه مورد بررسي قرار مي‌گيرد شامل موارد زير مي‌باشد:
1- جهان شناسي.
2- انسان شناسي.
3- معرفت شناسي.
4- ارزش شناسي (شعاري نژاد 1370 و شريعتمداري 1367).
تدوین برنامه درسی تربیت بدنی قبل از هرچیز به مبانی فلسفی نیاز دارد که براساس آن جهت گیری ها و رویکردهای اساسی آن بیان گردد. آنچه در فلسفه درباره موضوعات اساسي شامل شناخت جهان هستي و پاسخ به سوالات مهم درباره جهان مطرح مي‌شود ، نحوه تلقي و نگرش به انسان به عنوان يكي از موضوعات جهان هستي ، ماهيت معرفت و شناخت و منبع واژه‌هاي كسب شناخت و نگرش درباره ارزش‌هاي مطلوب جهان بدست مي‌آيد و از طريق تعليم و تربيت عملي مي‌گردد. نحوه تلقي و نگرش به هر يك از موضوعات مذكور مي‌تواند از زواياي متعددي مورد بحث و بررسي قرار گيرد به طور مثال درباره معرفت كه يكي از موضوعات محوري فلسفه به شمار مي‌آيد ، مي‌تواند از طريق حس به عنوان معرفت حسي ، از طريق عقل و معرفت عقلاني ، از طريق وحي ، از طريق اسناد و منابع حاصل گردد. علت اختلاف ديدگاهها و مكاتب فلسفي از همين جا ناشي مي‌شود و آنها درباره ديدگاههاي خود در زمينه جهان شناسي، انسان شناسي، معرفت شناسي و ارزش شناسي هم راي نيستند و اين موضوعات را از طريق مختلفي بررسي مي‌نمايند. به لحاظ ماهيت فلسفي و اينكه آنها شكل دهنده موضوعات تعليم و تربيت مي باشند ، بيشترين تاثير را در برنامه‌هاي درسي ايفا مي‌نمايند. برنامه درسي با هدف ايجاد تغييرات مطلوب شناختي ، عاطفي و مهارتي در فراگيران ، نگرش‌هاي فلسفي خود را درباره ماهيت دانش آموز، جامعه ، ارزشها ، يادگيري ، منابع كسب معرفت در انسان را از فلسفه دريافت مي‌نمايد. در درس تربیت بدنی هدف از پرداختن به فعالیت های ورزشی چیست؟ آیا ملاک اصلی ورزش کردن تقویت جسم است؟ یا سایر ابعاد نیز مورد توجه هستند؟ بدیهی است با توجه به نگاهی که به انسان و ابعاد مختلف او داریم به ویژه در جهان شناسی اسلام که به همه ابعاد انسان توجه کامل دارد باید در فعالیت های ورزشی به ابعاد شناختی و افزایش آگاهی و شناخت دانش آموزان و رشد اخلاقی٬ اجتماعی و فرهنگی پرداخته شود.

ب) مباني روان شناختي برنامه درسی تربیت بدنی
داشتن اطلاعات لازم ، درباره ويژگي‌هاي رشد جسماني ، ذهني ، عاطفي و اجتماعي ، نيازها ، علايق دانش آموزان در درس تربیت بدنی ضرورت دارد. همچنين اطلاعات لازم در زمينه ماهيت يادگيري و بررسي و عوامل و شرايط آن از جمله ضرورياتي است كه در تدوين برنامه‌هاي درسي تربیت بدنی كمك شايانی مي‌نمايد.
يادگيرنده محور برنامه‌هاي درسي را تشكيل مي‌دهد. بديهي است چنانچه تصور دقيق و مناسبي از ويژگي‌ها و مشخصاتدانش آموزان در درس تربیت بدنی در اختيار نباشد اهداف و مقاصد برنامه درسي به نتيجه نمي‌رسد ابعاد و جنبه‌هاي مختلف رشد فراگيران كه در روان شناسي تربيتي مورد مطالعه قرار مي‌گيرد مي‌تواند به عنوان يكي از منابع برنامه درسي مورد استفاده قرار گيرد . اغلب روان شناسان ابعاد رشد فراگيران را شامل ابعاد جسماني ، عقلاني ، عاطفي و اجتماعي مي‌دانند (اورنشتاين و هانكينز 1993).
برخی از نیازهای اساسی فراگیران که با توجه به ویژگی ها و خصوصیات رشد جسمانی٬ شناختی٬ عاطفی و اجتماعی آنان در درس تربیت بدنی وجود دارند عبارتند از:
1- نیاز به تندرستی و کسب سلامت و آمادگی جسمانی
2- نیاز به تعلق
3- نیاز به مقبولیت در گروه همگنان
4- نیاز به کسب مهارت های لازم به ویژه مهارت های ورزشی برای گذراندن اوقاغت فراغت
5- نیاز به تحرک بدنی
6- نیاز به حضور در فعالیت های رقابتی( راهنمای برنامه درسی تربیت بدنی دوره ابتدایی1383 و جودیت2009).

ج) مباني جامعه شناختي برنامه درسی تربیت بدنی
درخصوص ارتباط بين برنامه درسي و مباني جامعه شناختي كافي است كه گفته شود كه برنامه درسي براي اجرا و تحقق اهداف مشخصي در جامعه طراحي مي‌شود و از طرف ديگر بخش اعظم اهداف يك جامعه ازطريق تعليم و تربيت و برنامه‌هاي درسي حفظ و انتقال مي يابد. رابطه دو طرفه بين تاثيرات فرهنگ و جامعه بر برنامه درسي و نيز اثر برنامه درسي روي جامعه در ابعاد مختلف و هدايت تغييرات اجتماعي از جمله مباحثي است كه در مباني جامعه شناختي برنامه درسي مورد بررسي قرار مي‌گيرد (رونالد دال 1989) .
هر جامعه‌اي با توجه به ساختار فرهنگي خود تلاش مي‌نمايد از طريق برنامه‌هاي درسي عناصر فرهنگي را در جامعه توسعه دهد وبراساس عناصر عمومي ، تخصصي و اختراعي ، برنامه‌هاي ويژه‌اي طراحي و اجرا نمايد. درس تربیت بدنی ظرفیت بالایی برای فرهنگ سازی در جامعه دارد چراکه دارای کارکردهای مختلفی است که از مهمترین آنها می توان به کارکردهای فرهنگی و اجتماعی اشاره نمود. در ابتدا لازم است به عناصر عمومي تاكيد ويژه‌اي شود چرا كه عناصر عمومي بخش اعظمي از فرهنگ را تشكيل مي دهد اما به تدريج به عناصر تخصصي و اختراعي نيز بايد مورد توجه قرار گیرد. تاكيد بر عناصر تخصصي در برنامه‌هاي درسي بخشي از احتياجات جامعه را كه همگان نمي‌توانند آن را تامين نمايند بلكه قشر خاصي توانايي تاكيد آنها را دارند برآورده مي‌سازد. در مورد عناصر اختراعي نيزبايد اذعان داشت كه توجه به آنها راه توسعه و پيشرفت يك كشور را هموار ساخته و اختراعات و ابداعات را توسعه مي‌دهد (شريعتمداري 1365).
برخی از نیازهای اساسی جامعه در درس تربیت بدنی عبارتند از:
1- نیاز به تربیت افراد سالم و تندرست: شواهد علمی نشان می دهد بین انجام فعالیت های منظم ورزشی و کاهش هزینه های درمان٬ ناهنجاری های اجتماعی و اعتیاد رابطه وجود دارد ( سند تفضیلی مطالعات طرح جامع ورزش کشور1382). با تعین نقطه سربه سری ورزش و سایر مولفه های اجتماعی نقش ورزش در میزان توسعه و پیشرفت واقعی جامعه مشخص بوده و تا حد بالایی افزایش آن را در برنامه های درسی توجیه می نماید.
2- نیاز به فراگیری کار جمعی و مشارکت اجتماعی و تمرین اهداف اجتماعی.
3- نیاز به فراگیری شیوه زندگی فعال جسمانی.
د) تربیت بدنی به عنوان یک رشته علمی
علاوه بر مبانی فلسفی٬ روان شناختی و جامعه شناختی٬ تربیت بدنی به عنوان یک رشته علمی جزئ مبانی اصلی برنامه درسی تربیت بدنی به شمار می آید. تربیت بدنی علمی است بین رشته ایی و با علوم مختلف سروکار دارد. این رشته از یک طرف با علوم انسانی و فلسفه و علوم تربیتی و از طرف دیگر با علوم پزشکی مرتبط است. فهم دقیق این رشته علمی و ارتباطات مختلف آن با سایر علوم باید در تنظیم و تدوین برنامه درسی تربیت بدنی مورد توجه قرار گیرد.
بحث و نتیجه گیری
با توجه به پیشرفت مطالعات برنامه درسی در قرن اخیر و تاثیر پذیری تربیت بدنی از این موضوع و شکل گیری برنامه درسی تربیت بدنی از نیمه دوم قرن بیستم تحولات جدیدی در این عرصه پدید آمده است.تربیت بدنی به عنوان یکی از دروس اصلی در برنامه درسی بسیاری از کشورهای جهان قرار دارد ( هاردمن2005). البته بررسی ها و تحقیقات هاردمن از برنامه درسی 126کشور نشان می دهد که برخورد مناسبی با این رشته در همه کشورها نشده و مشکلاتی در این رابطه به چشم می خورد. تربیت بدنی دارای کارکردها مختلفی است که از مهمترین آنها می توان به کارکردهای تندرستی٬ فرهنگی٬ اجتماعی و آموزشی اشاره کرد. این وظایف و نقش ها باعث شده توجه خاصی در نظام آموزشی به آن شده و در تحقق اهداف تعلیم و تربیت وظیفه سنگینی داشته باشد. رشد و پیشرفت دانش برنامه درسی تربیت بدنی متاثر از مطالعات برنامه درسی است اما این پیشرفت از سال های 1950 به بعد چشم گیر بوده است. مبانی برنامه درسی تربیت بدنی همانند بسیاری از رشته های علمی از سه بخش مبانی فلسفی٬ روان شناختی و جامعه شناختی رشته تربیت بدنی تشکیل می شود. در مبانی فلسفی نگاه و تلقی از موضوعات مهم جهان هستی و نگاه دقیق انسان شناسی و تعیین اهداف و رویکردها با توجه به همه ابعاد شخصیتی دانش آموزان مورد توجه قرار می گیرد. براساس ویژگی ها و خصوصیات رشد جسمانی٬ شناختی٬ عاطفی و اجتماعی دانش آموزان نیازهای آنان شناسایی می شود. نیاز به سلامت و آمادگی جسمانی٬ تعلق به گروه٬ موفقیت٬ کسب مهارت های ورزشی برای گذران اوقات فراغت٬ یادگیری مهارت های اجتماعی و نیاز به تحرک در درس تربیت بدنی به نیازهای اساسی شناخته می شود که در تعیین اهداف و محتوای درسی اهمیت بالایی برخوردار است. در مبانی اجتماعی و جامعه شناختی برنامه درسی تربیت بدنی نیاز جامعه به افراد سالم و تندرست به عنوان پایه و اساس توسعه و پیشرفت اجتماعی و فراگیری کار جمعی و تمرین مشارکت اجتماعی و کسب شیوه زندگی فعال محورهای اصلی به شمار می آیند. همچنین توجه به علم تربیت بدنی به عنوان یک رشته علمی مستقل ضروری است.